Clip2Ni.Com - دانلود كليپ ويدئو صوتي فيلم عكس سرگرمي: Forums

Clip2Ni.Com :: نمايش موضوعات - مطالب جالب و خوندنی*NEW*

اگر بار اولي است كه از تالار سايت كليپ دوني ديدن مي فرماييد حتما قوانين سايت را بررسي نماييد (بسيار متشكرم) :

لطفا توسط كليد از مطالب دوستان خود تشكر نماييد.

اگرتوانايي تايپ فارسي نداريد جهت استفاده از ابزار تبديل متن فينگليش به فارسي روان اينجا كليك نماييد

نكته مهم: در صورتي كه در بار اول ورود به يك صفحه عكس هاي آن قابل مشاهده نيست ، از كليد رفرش يا F5 استفاده نماييد.

 

 
مطالب جالب و خوندنی*NEW*

 
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع    Clip2Ni.Com صفحه اول انجمن -> سرگرمی
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 03:26:17    موضوع مطلب: مطالب جالب و خوندنی*NEW* پاسخ همراه با اعلان

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى که دامادهايش به او دارند را ارزيابى کند.
يکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسيد.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جايش تکان نخورد.
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.
همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح يک ماشين بى‌ام‌و کورسى آخرين مدل جلوى پارکينگ خانه داماد سوم بود که روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»


آخرين ويرايش توسط Ali-Lp در تاريخ چهارشنبه، 3 تير ماه ، 1388 03:04:30; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 03:26:38    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با يك هم اتاقي دختر بنام Vikki ‎ زندگي ميكند. كاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود.
او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث كنجكاوي بيشتر او مي شد. مسعود كه فكر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم كه شما چه فكري مي كنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم كه من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم‎ . "
حدود يك هفته بعد‎ ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي كه مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فكر نمي كني كه او قندان را برداشته باشد ؟‎ " "خب، من شك دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد‎."
او در ايميل خود نوشت‎ : مادر عزيزم، من نمي گم كه شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم كه شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است كه قندان از وقتي كه شما به تهران برگشتيد گم شده. "با عشق، مسعود
روز بعد، مسعود يك ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود‎ : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضمن نمي گم كه تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است كه اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا كرده بود‎. با عشق، مامان

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 03:26:59    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و زخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است... .
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم... ...
شتر مادر: بپرس عزیزم.
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟

نتیجه اخلاقی:
مهارت ها، علوم، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید. پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 03:28:34    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

در اروپا اگر بچه يك خانواده در يك مهماني گلدان 1500 دلاري صاحبخانه را بشكند ؛ صاحبخانه خيلي راحت 1500 دلار را از مهمان بيچاره مي گيرد ولي اگر در ايران اين اتفاق بيافتاد صاحب خانه بايد 1500 دلار به مهمان بدهد تا بچه را از شكستن بقيه ي گلدانها منصرف كند ...

در ايران اگر كسي كادو ندهد خسيس است ؛
اگر كسي كادو ارزان بدهد خسيس است ؛
اگر كسي كادو كوچك بدهد خسيس است ؛
اگر كسي كادو بزرگ بدهد مي خواهد پز بدهد ؛
اگر كسي كادو گران بدهد ولخرج است ...
اما در اروپا مهم نيست كسي كادو بدهد يا ندهد ...

دراتوبوسهاي ايران اگر كسي كتاب بخواند ؛ بچه مثبت است ...
اگر كسي آهنگ گوش كند بچه منفي است ...
اگر كسي با تسبيح بازي كند ؛ بسيجي است ...
اگر كسي سيگار بكشد ؛ خلافكار است ...
اما دراتوبوسهاي اروپا كسي به كسي دقت نمي كند ...

در اروپا اگر صاحبخانه از مهمان بدش بيايد ؛ صاحبخانه به راحتي مهمان را از خانه بيرون مي كند
اما
در ايران اگر صاحبخانه از مهمان بدش بيايد ؛ صاحبخانه به راحتي از خانه بيرون مي رود

در ايران اگر پسري به دختري فكر كند ؛ عيب است ...
اگر پسري به پسري فكر كند ؛ عيب است ...
اگر دختري به پسري فكر كند ؛ عيب است ...
اگر دختري به دختري فكركند ؛ عيب است ...
اما در اروپا اصلاً فكر نمي كنند ..

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 03:28:59    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي كرد كه سالها بچه دار نمي شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!

روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.

حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه نظره اي روبرو شد؟
فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.
.
.
.
چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي زدند كه پس اين مردك چرا مغازه اش را باز نمي كند.

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 03:29:34    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

اين طالع بيني با توجه به مقدار بنزين مصرفي يک فرد در دوره هاي ابتدايي ، وسطي و آخرين هر زمان هاي سهميه بندي افراد را تحليل مي کند.


گروه الف)
افراد اين گروه کساني هستند که سهميه ي بنزين خود را در يک سوم ابتدايي دوره سهميه بندي مصرف مي کنند . اين گونه افراد که بيشتر متولدين مرداد و دي و خرداد در اين گروه قرار ميگيرند ذهن شيک و با کلاسي دارند که باعث ميشود زندگي آنها نيز شيک و با کلاس شود.
اين افراد بهترين گزينه براي زماني هستند که شما کارت سوخت خود را همراه نداريد ! به راحتي سهميه بنزين خود را در اختيار شما قرار ميدهند و حتي اگر دليل قانع کننده اي داشته باشيد خوش حال هم ميشوند .
صفات برجسته ي افراد گروه الف، اجتماعي ، خوش مشرب ، معتقد مي باشد .

روابط کاري افراد گروه الف :
دو فرد در گروه الف در تجارت با يکديگر به شدت مواجه با خطر هستند ، اين گونه تعاملات بيشتر با شکست مواجه ميشود ولي در صورت پيروزي مي تواند از شيرين ترين پيروزي ها باشد که سود هر دو طرف بيش از آنچه تصور ميشد خواهد بود.

روابط عشقي :
دو فرد از اين گروه مي توانند رابطه ي دوستي بسيار عالي داشته باشند و به عنوان دو دوست سال ها با هم در ارتباط باشند ، ولي در مسئله ي ازدواج در صورتي که درآمدي ثابت و ماهيانه نداشته باشند به زودي با مشکلات زيادي مواجه ميشند.


گروه ب)
افراد اين گروه کساني هستند که در يک سوم مياني دوره سهميه بندي بيشترين مقدار مصرف بنزين را دارند. اين افراد که بيشتر متولدين ارديبهشت و بهمن مي باشند اکثرا داراي هوش متوسط رو به بالا هستند که تمايل به داشتن شغل آزاد مانند مغازه داري ، نجاري و ... دارند.
در صورتي که از ايشان درخواست چند ليتر بنزين کنيد از شما درغ نخواهد کرد ولي اگر اين کار را تکرار کنيد يک روز به طور کامل با شما قطع ارتباط خواهند کرد و جواب شلام شما را هم با لنگه کفش ميدهند.
لباسهاي مورد علاقه اين افراد معمولا لباسهاي ساده با رنگ هاي تيره – که کمتر جلب توجه ميکند – پليورهاي گرم ، و کاپشن هاي سبک بهاره مي باشد که هم در فصل پاييز و بهار آنها را با اين لباس ها ميبينيد و هم در زمستان .
افرادي خود دار ، مطين (متين) ، آرام ، مفيد که سعي ميکنند با بزرگي و ابهت خود مرکز توجه ديگران باشند.

روابط کاري گروه ب)
در تجارت اين دسته از افراد با هم کمتر پيش مي آيد که به نتيجه اي که براي آن نقشه کشيده بودند برسند شايد شرايطس پيش بيايد که نتيجه بهتر از پيشبيني ها باشد ولي اکثرا چنين نيست و نتايج بدست آمده راضي کننده نخواهند بود.
روابط کاري اين افراد با افراد گروه الف به هيچ وجه توصيه نمي شود . چون شوق و اشتياق آنان هيچ وقت همسان نخواهد بود .

روابط عشقي :
دو فرد از اين گروه ميتوانند سال ها با هم به خوبي زندگي کنند ، البته به اين شرط که زندگي را شروع کنند ! افراد اين گروه عمدتا دير ازدواج ميکنند ولي موفق خواهند بود .
مرد گروه ب با زن گروه الف ميتوانند زوج خوبي باشند البته اگر دير بچه دار شوند و يا اگر زود بچه دار شدند مرد براي بدست آوردن پول بيشتر براي اداره زندگي اظافه کاري کند ! توضيح آنچه گفته شد بسيار طولاني است و در حد و نياز اين طالع بيني نيست . اگر يکي از دو شرطي که براي موفقيت اين زوج – در رابطه با بچه- گفته شد رعايت نشود ، طرفين بايد تعقل و تفکر بيشتري را براي نگه داشتن زندگي خود به خرج دهند.

زن گروه ب با مرد گروه الف نيز ميتوانند زندگي موفقي داشته باشند ، يک زندگي ايده آل ، آرام ، که مي تواند حسادت خيلي ها را بر انگيزد ، ولي به آن خوبي که از بيرون ديده ميشود نيست .


گروه ج)
اين گروه افرادي هستند که بيشتر سهميه بنزين خود را در يک سوم پاياني دوره مصرف ميکنند.
اين افراد که بيشتر متولدين شهريور و مهر را مي توان در اين گروه جاي داد ، به هيچ وجه فزول نيستند ، و نبايد حرکت هاي متهورانه اي از اين گونه افراد انتظار داشت . اگر از ايشان در خواست کنيد که کارت سوختشان را در اختيار شما قرار دهند بي وقفه اين کار را انجام ميدهند ولي به هيچ وجه از کار خود و در خواست شما رضايت نخواهند داشت . شايد در آخر دوره سهميه بندي در صورت اضافه آمد سهميه بنزينشان اين کار شما را فراموش کنند ولي سعي کنيد حد خود را نگه داريد و اين کار را نکنيد.

روابط کاري گروه ج)
اگر شريکي از گروه ج داريد به راحتي به او اعتماد کنيد و منابع را در اختيار او قرار دهيد آنها را حدر نميدهد.
ولي خودتان براي شرکت در مناقصه ها برويد .

اگر براي چنين فردي کار ميکنيد خواهيد ديد که براي خريد آهن آلات و اشياء قابل لمس بسيار راحت تر از نرم افزار و اشياء غير قابل لمس پول ميدهند پول دادن بابت چيزي که نمي بينند برايشان غير قابل تحمل است پس اگر قرار است براي چنين فردي نرم افزاري تهيه کنيد ،تا پول فاز قبلي را نگرفتيد فاز بعدي را شروع نکنيد که از کيسه يتان خواهد رفت ...

روابط عشقي :
بيشتر با عقل عاشق ميشوند تا با دل ، در سن بالا ازدواج ميکنند و بنيان خانواده ي خود را محکم پايه ريزي ميکنند. پدر خوبي نيست ولي فرزندان بسيار خوبي خواهد داشت ، زيرا آنها را لوس نميکند و همين باعث مي شود که او را دوست بدارند ، اين قانون طبيعت است !
ازدواج دو فرد از اين گروه مي تواند آغاز يک سلسله ي فاميلي قوي باشد .

رابطه ي افراد گروه ج با گروه ب :
در مورد رابطه ي افراد گروه ج با افراد گروه ب چيز خاصي نميتوان گفت آغاز زندگي ايشان با تفاهم خواهد بود و با اندگي گذشت که خودشان هم متوجه آن نمي شوند زندگي معمولي را دنبال خواهد کرد . احتمال جدا شدن آنها کم است ولي وجود دارد ولي حتي پس از طلاق هم با هم دوست خواهند ماند .

رابطه ي افراد گروه ج با گروه الف :
اگر قرار بر ازدواج است ، وجود دوران نامزدي براي چنين رابطه اي بسيار مهم است و به شدت توصيه ميشود که حد اقل چند ماه را به صورت نامزد در کنار هم باشند.
فرد گروه الف مي تواند به اين ارتباط گرمي دهد ولي با سردي فرد گروه ج بر خورد ميکند . اين ميتواند بسيار خطر ناک باشد و جدايي زودرس را وعده دهد ! و واي بر روزي که فرد گروه ج متولد ماه شهريور و يال بز باشد. اگر فرد گروه ج متولد ماه مهر و سال مار باشد اندکي اين رابطه وضع بهتري پيدا ميکند ولي باز هم رابطه ي محکمي نخواهد بود.


گروه (د)
اين گروه افرادي هستند که آنقدر سهميه خود را مصرف نميکنند تا آخر دوره همه آن ميسوزد . در مورد اين افراد فقط ميتوان گفت که بايد از ايشان دوري کرد. هيچ گاه مامور خريد را چنين فردي قرار ندهيد زيرا هميشه ناراضي خواهدي بود.
البته احتمال دارد نگذارند که سهميه سوختشان بسوزد و آن را بفروشند که اين نيز بسيار ناشايست است !


گروه (ه)
اين گروه را افرادي تشکيل ميدهند که به طور متناسب در کل طول دوره و بنا بر نياز خود سهميه سوخت خود را مصرف ميکنند و از استرس هاي بيجا بدورند و بدون ترس و واهمه از آنچه پيش خواهد آمد زندگي خواهند کرد. هر گونه ارتباط با اين گونه افراد شديدا توصيه ميشود.
آنچه در مورد افراد اين گروه بيش از همه جالب توجه است اين است که به شدت کمياب و غير قابل دسترس هستند در بين جمعيت ميليوني تهران تعدادي انگشت شمار بيش ديده نشده اند ...

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 03:31:18    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

کلا راننده‌های اتوبوس رو باید بدونی چجوری باهاشون برخورد کنی و حرف بزنی تا یه وخ جلوی شص‌نفر مسافر نزنن تو حالت. خب این یه چیزه کاملا تجربی‌ه ولی خب با کمک آموزش زیر و یه مقدار تمرین این موضوع دستتون میاد. اصولا گونه‌های مختلفی از رانندگان در شرکت واحد اتوبوس‌رانی وجود دارند، ولی چهارگونه از اونا نسبت به بقیه شاخص‌ترن که در ادامه به اونا اشاره می‌کنم:

یک) راننده‌های همیشه عصبانی : این گونه از راننده‌ها کلن در هر شرایطی قابلیت گرفتن پاچه شما رو دارن. به شدت ازشون پرهیز کنید و از هرگونه خودشیرینی(که مثلا می‌تونه گرفتن بلیط از مسافرا باشه و غیره) خودداری کنید. البته این‌گونه تا کاری به‌شون نداشته باشید خطری برای شما ندارن پس از این نظر می‌تونید مطمئن باشید که امنیت شما دست خودتون خواهد بود.

دو) راننده‌های خنثی: این‌گونه از راننده‌ها کلن هیچ‌گونه عکس‌العملی در مورد اتفاقات ِ دور و برشون نشون نمی‌دن. سعی هم می‌کنن که تا حد ِ امکان از حرف زدن خودداری کنن. برای راحتی کارشون هم یه کیسه بستن به در با کله اشاره می‌کنن:«بلیط رو بنداز اون تو…». در مواجهه با این راننده‌ها می‌تونید هرگونه حرکتی از خودتون نشون بدین.

سه) راننده های فان و لوس: گونه‌ای از راننده‌ها که به تازگی درحال ِ گسترش هستند؛ اینگونه کلا همه‌چیز براشون نقش ِ جک رو داره از کلاه افسر راهنمایی گرفته تا مانتوی اون خانومه که اون ردیف ِ آخر نشسته. در مواجهه با این‌گونه بسیار راحت باشید، حتی برای اینکه حوصله‌تون تا پایان مسیر سر نره می‌تونید سرصحبت رو باهاشون باز کنید در این صورت احتمالا ازتون دعوت خواهد کرد که برید کناردستش بشینید و چرت و پرت بگویید و بخندید.

چهار) راننده های منطقی و باکلاس یا مهندس‌سوس: این‌گونه از راننده‌ها اصولا تا مقطع ِ دکترا در رشته‌های علوم سیاسی و اجتماعی و فیزیک کوانتوم به طور همزمان تحصیل کرده‌اند. بسیار وراج بوده و به راحتی کلیت نظام سیاسی و اقتصادی دنیا رو زیر سوال می‌برن. احمدی‌نژاد رو انسانی عقب‌مونده می‌دونن و انتقادات شدیدی هم به خاتمی دارن. از اومدن اوباما هم چندان راضی نیستن و معتقدن که:«که اینم مث ِ بوش پدرسوخته‌س…». کلا توصیه خاصی در این مورد به ذهنم نمی‌رسه…

درپایان امیدوارم با درنظر داشتن این نکات و تمرین‌های روزانه ساعات خوشی رو در اتوبوس‌های شرکت واحد سپری کنید

نکته اخلاقی:منظور از نوشتن این مطلب خنداندن شما بود نه توهین به رانندگان محترم

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ramin031
مسئول نظارت بر تالار
مسئول نظارت بر تالار

وضعيت: آفلاين
8 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 6198
امتياز: 72671
تشکر کرده: 1864
تشکر شده 230 بار در 209 پست

محل سكونت: !moshakhase

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 07:38:18    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

eyyyyyyyyyyyy vaallllllllllllllllll! be in migan typicke doroste hesabi! barikala Very Happy
_________________
ما گهگدار نماز صبح رو می خونیم///تنها فرق اینه نیست جای مهر رو پیشونیم.


Ramin031@yahoo.com
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

Ramin031
مسئول نظارت بر تالار
مسئول نظارت بر تالار

وضعيت: آفلاين
8 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 6198
امتياز: 72671
تشکر کرده: 1864
تشکر شده 230 بار در 209 پست

محل سكونت: !moshakhase

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 08:27:15    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

باریکلا! Rolling Eyes من دوباره اومدمو همشو خوندم! Smile Wink
_________________
ما گهگدار نماز صبح رو می خونیم///تنها فرق اینه نیست جای مهر رو پیشونیم.


Ramin031@yahoo.com
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 14:21:59    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

Ramin031 مي نويسد:
eyyyyyyyyyyyy vaallllllllllllllllll! be in migan typicke doroste hesabi! barikala Very Happy

مر30 Wink
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ramin031
مسئول نظارت بر تالار
مسئول نظارت بر تالار

وضعيت: آفلاين
8 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 6198
امتياز: 72671
تشکر کرده: 1864
تشکر شده 230 بار در 209 پست

محل سكونت: !moshakhase

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 14:36:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

bazam chakeram asheghane
_________________
ما گهگدار نماز صبح رو می خونیم///تنها فرق اینه نیست جای مهر رو پیشونیم.


Ramin031@yahoo.com
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

DDSHMO
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
3 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 25
امتياز: 699
تشکر کرده: 15
تشکر شده 1 بار در 1 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 14:59:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

کارت درسته جالب بود Smile
فقط قربونت ضد خودمون ننویس انتقاد باشه ولی زننده نباشه
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: شنبه، 30 خرداد ماه ، 1388 15:23:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

DDSHMO مي نويسد:
کارت درسته جالب بود Smile
فقط قربونت ضد خودمون ننویس انتقاد باشه ولی زننده نباشه

واسه خندس داشی Cool
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 تير ماه ، 1388 03:03:59    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگيشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت. دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش ساده اى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله 4 مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله 3 مترى تکرار کن. بعد در 2 مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ جوابى نشنيد. بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم پاسخى نيامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً 2 متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم جوابى نشنيد. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد.. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار ميگم: خوراک مرغ!



نتيجه اخلاقى:

مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد و شايد در خود ما باشد

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 تير ماه ، 1388 03:07:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

داستان آموزنده عشق پدر به فرزند


در پارک شهر ، زني با يک مرد ، روي نيمکت نشسته بودند و به کودکاني که در حال بازي
بودند نگاه مي کردند. زن رو به مرد کرد و گفت : "پسري که لباس قرمز به تن دارد و از
سرسره بالا مي رود پسر من است." مرد در جواب گفت : "چه پسر زيبايي!" و در ادامه گفت :
"او هم پسر من است." و به کودکي اشاره کرد که داشت تاب بازي مي کرد.
مرد نگاهي به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : "تامي ، وقت رفتن است. "
اما تامي که دلش نمي آمد از تاب پايين بيايد گفت : " بابا ! فقط ? دقيقه ديگه ، باشه ؟ "
مرد سرش را تکان داد و قبول کرد. مرد و زن باز صحبت کردند. دقايقي گذشت و پدر دوباره
صدا زد : "تامي! دير مي شود ، برويم." ولي تامي باز خواهش کرد : "بابا ! ? دقيقه ، اين دفعه
قول مي دهم. "
مرد لبخندي زد و باز قبول کرد. در همين هنگام زن رو به مرد کرد و گفت : "شما آدم
خونسردي هستيد ولي فکر نمي کنيد پسرتان با اين کارها لوس بشود؟ "
مرد جواب داد : "دو سال پيش در حادثه ي رانندگي پسر بزرگترم را از دست دادم . من هيچ گاه
براي سام وقت کافي نگذاشته بودم. تامي فکر مي کند که ? دقيقه بيشتر براي بازي کردن وقت
دارد ولي حقيقت آنست که من ? دقيقه بيشتر وقت مي دهم تا بازي کردن و شادي او را ببينم

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 تير ماه ، 1388 03:13:22    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

مردی که چهار پسر داشت! (داستان آموزنده)

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:

پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند.

پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده. پسر دوم گفت: نه… درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن. پسر سوم گفت: نه… درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین… و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام. پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها… پر از زندگی و زایش!

مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید!

شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: همه حاصل انچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند! اگر در ” زمستان” تسلیم شوید، امید شکوفایی ” بهار” ، زیبایی “تابستان” و باروری “پاییز” را از کف داده اید!

مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند! زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین؛ در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند!

در آخر فراموش نکنید، هنگامی که در زندگی با مشکلی مواجه شدید به خود بگویید: هیچ وقت دریای آرام، ناخدای قهرمان نمی سازد!

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 تير ماه ، 1388 03:15:56    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

يک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد.

او برروي يک صندلي دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

در کنار او يک بسته بيسکوئيت بود و مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند.

وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.

پيش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.»

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت ، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اين کار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنش نشان دهد.

وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد: «حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟»

مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش را خورد.

اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست!

او حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد...

در صورتي که خودش آن موقع که فکر مي‌کرد آن مرد دارد از بيسکوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود.

- چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند...

سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعيت... پس از پايان يافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!
Wink

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ramin031
مسئول نظارت بر تالار
مسئول نظارت بر تالار

وضعيت: آفلاين
8 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 6198
امتياز: 72671
تشکر کرده: 1864
تشکر شده 230 بار در 209 پست

محل سكونت: !moshakhase

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 تير ماه ، 1388 07:40:37    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

یا الله! کسی خونه نیست؟؟ Razz من دوباره هم اومدم و اینارو خوندم! متشکرم Wink
_________________
ما گهگدار نماز صبح رو می خونیم///تنها فرق اینه نیست جای مهر رو پیشونیم.


Ramin031@yahoo.com
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 تير ماه ، 1388 16:35:20    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

Ramin031 مي نويسد:
یا الله! کسی خونه نیست؟؟ Razz من دوباره هم اومدم و اینارو خوندم! متشکرم Wink

متشکرم Smile
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 تير ماه ، 1388 16:54:55    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت.

وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست.

روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،
وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست.
پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد.

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم

کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود
به محل سکونت قبیلهای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند،
زمانی که مردم پادشاه خوشسیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست.
آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند،
اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید«چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید.»
به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد.
پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه

بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟
وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب میکردند،بنابراین میبینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود .

_________________
علی فرمانی
09365174652
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
آموزش-رنگامیزی-و-طراحی-یک-کمد-به-شکلهای-مختلف
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
مدل-موی-پسرانه-فشن
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Mohamad021
مدير افتخاري درجه 1
مدير افتخاري درجه 1

وضعيت: آفلاين
9 تير ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 1069
امتياز: 26995
تشکر کرده: 0
تشکر شده 343 بار در 94 پست

محل سكونت: rAp City

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388 12:03:04    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ایول مطلباااااااااااااااااا
جمع بستم چون زیاد بود

خیلی عالی بودنننننننننننن

مرسیییییییییییی

همگییییییییییییی

_________________
زیرزمین تو آسمونه رو قله ی موسیقی ایران میمونه
هر کی بخواد جلومونو بگیره دیگه دیر شده
هیپ هاپ تو خونمونه
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه MSN
 
نويسنده پيغام

Ali-Lp
مديريت انجمن عكس
مديريت انجمن عكس

وضعيت: آفلاين
25 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 7396
امتياز: 141667
تشکر کرده: 2316
تشکر شده 1618 بار در 496 پست

محل سكونت: S*H*Z ////////// دله پرم از افکارنسل قدیمه09365174652

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388 13:02:51    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

Mohamad021 مي نويسد:
ایول مطلباااااااااااااااااا
جمع بستم چون زیاد بود

خیلی عالی بودنننننننننننن

مرسیییییییییییی

همگییییییییییییی

خواهش Wink
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

aia
كاربر طلايي
كاربر طلايي

وضعيت: آفلاين
16 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 4258
امتياز: 64090
تشکر کرده: 690
تشکر شده 311 بار در 209 پست

محل سكونت: ® جهنم ساکت! ®

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 11 تير ماه ، 1388 17:50:48    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

Very Happy
سپاس!

_________________

آیا مغها آنچه که فکر میکنید هستند؟
وبلاگ من =
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
 
نويسنده پيغام

Ramin031
مسئول نظارت بر تالار
مسئول نظارت بر تالار

وضعيت: آفلاين
8 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 6198
امتياز: 72671
تشکر کرده: 1864
تشکر شده 230 بار در 209 پست

محل سكونت: !moshakhase

ارسالارسال شده در: جمعه، 12 تير ماه ، 1388 09:13:17    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بازم متشکرم! Smile
_________________
ما گهگدار نماز صبح رو می خونیم///تنها فرق اینه نیست جای مهر رو پیشونیم.


Ramin031@yahoo.com
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

Ramin031
مسئول نظارت بر تالار
مسئول نظارت بر تالار

وضعيت: آفلاين
8 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 6198
امتياز: 72671
تشکر کرده: 1864
تشکر شده 230 بار در 209 پست

محل سكونت: !moshakhase

ارسالارسال شده در: شنبه، 20 تير ماه ، 1388 17:58:21    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ببین علی! تو اگه 1000 بار دیگه هم تویه این مطلب بذاری ، به امیده این که من نبینمشون، من میام و می خونمشون! Cool ممنون Wink
_________________
ما گهگدار نماز صبح رو می خونیم///تنها فرق اینه نیست جای مهر رو پیشونیم.


Ramin031@yahoo.com
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
 
نويسنده پيغام

hamedreza
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
16 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 14
امتياز: 387
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سكونت: teh

ارسالارسال شده در: شنبه، 20 تير ماه ، 1388 22:29:47    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خیلی داستانای قشنگیه مرسی Wink
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

bamanbash
مدير افتخاري درجه 3
مدير افتخاري درجه 3

وضعيت: آفلاين
13 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 311
امتياز: 3586
تشکر کرده: 64
تشکر شده 21 بار در 13 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 23 تير ماه ، 1388 15:26:52    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

همشون هم قشنگ بودن هم جالب مرسی Smile Smile Smile
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
 
نويسنده پيغام

wanted
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
19 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 18
امتياز: 240
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 23 تير ماه ، 1388 23:38:06    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خوب بود ولی یکمی پیاز داغش کم بود
wanted
 
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   Clip2Ni.Com صفحه اول انجمن -> سرگرمی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 

Forums ©


This Site Supported By Sir Die Hard

web counter


Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir